السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

570

تفسير الميزان ( فارسي )

قبل از قيامت واقع مىشود ، قيامتى كه در چند آيه بعد درباره آن مىفرمايد : * ( « وَيَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ » ) * و تا چند آيه بعد اوصاف وقايع آن روز را بيان مىكند ، و معنا ندارد كه قبل از شروع به بيان اصل قيامت و وقايع آن ، يكى از وقايع آن را جلوتر ذكر كند ، چون ترتيب وقوعى اقتضاء مىكند كه اگر حشر فوج از هر امتى هم جزو وقايع قيامت باشد آن را بعد از مساله نفخ صور ذكر فرمايد ، ولى اينطور ذكر نكرد ، بلكه قبل از نفخ صور مساله حشر فوج از هر امتى را آورده ، پس معلوم مىشود اين حشر جزو وقايع قيامت نيست . به همين جهت است كه مىبينيم بعضى « 1 » از مفسرينى هم كه آيه را حمل بر حشر در قيامت كرده ، متوجه اين اشكال شده و گفته‌اند : شايد جلوتر ذكر كردن اين واقعه بر نفخ صور و قيام قيامت ، براى اين بوده كه اعلام كند هر يك از اين دو ، يعنى نفخ صور و حشر هر فوجى از هر امت ، آن قدر مهمند كه جا دارد هر يك جداگانه مورد توجه قرار گيرند و احوال آنها كه طامه كبرى و داهيه دهياء است جداگانه خاطر نشان شود و گر نه اگر مىخواست ترتيب رعايت شود بايد اول نفخ صور ، بعد حشر فوج از هر امت ذكر شود ، چيزى كه هست اگر ترتيب رعايت مىشد خواننده خيال مىكرد هر دو يك داهيه است . ليكن خواننده توجه دارد كه اين وجهى است ساختگى كه به هيچ وجه قانع كننده نيست و اگر مقصود از آيه همين مىبود جا داشت به جاى دفع توهم مزبور كه اين مفسر آن را توهم كرده توهمى مهمتر از آن را دفع مىكرد و آن اين است كه كسى توهم كند كه حشر فوجى از هر امت در غير روز قيامت است و براى دفع اين توهم ، اول مساله نفخ صور را بياورد ، بعد حشر فوج از هر امت را ، تا كسى خيال نكند حشر مذكور در غير قيامت است ، آن گاه بعد از آن جمله اى بياورد تا توهم مفسر نامبرده را رفع كند . پس معلوم شد كه آيه شريفه نمىتواند مربوط به وقايع قيامت باشد ، بلكه از حشرى خبر مىدهد كه قبل از روز قيامت واقع مىشود ، البته در افاده اين معنا نيز صريح نيست ، بطورى كه قابل تاويل نباشد . * ( « حَتَّى إِذا جاؤُ قالَ أكَذَّبْتُمْ بِآياتِي وَلَمْ تُحِيطُوا بِها عِلْماً أَمَّا ذا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ » ) * مراد از « آمدن » - البته به كمك سياق - حضور در موطن خطاب است ، آن خطابى كه از جمله * ( « قالَ أكَذَّبْتُمْ . . . » ) * استفاده مىشود و مراد از « آيات » - همانطور كه در آيه قبلى هم گفتيم - مطلق آيات است كه بر حق دلالت كند و جمله * ( « وَلَمْ تُحِيطُوا بِها عِلْماً » ) * جمله اى

--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 20 ، ص 26 .